تبلیغات
جامعه کارگری حامی سعیدی - از شکستن شیشه تلویزیون همسایه تا احضار والدین به خاطر حضور در تظاهرات29 بهمن56
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : ناصر حسین زاده
نظرسنجی
به نظر شما مهندس سعیدی در کدام یک از زمینه ها فعالیت بیشتری در مجلس نهم داشتند







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جامعه کارگری حامی سعیدی
همدلی و همراهی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
به گزارش  تبریز بیدار   ، محمداسماعیل سعیدی مردی است که از حساس ترین روزهای قبل و بعد از انقلاب خاطرات بسیاری دارد و عموما نقل قول های منتسب به وی در خصوص روزهای حساس بعد از انقلاب که با مسئولیت های مهمی همراه بوده می باشد. تصمیم گرفتیم تا خاطرات دوران نوجوانی و جوانی وی از انقلاب را برایمان بازگو کند تا نسل جدید با روحیات جوانی نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی بیشتر از این آشنا گردند .

سعیدی در گفتگو با تبریزبیدار در خصوص حضور خود در تظاهرات 29 بهمن ماه 1356 اظهار داشت: بنده در آن زمان در یکی از مدارس شهر تبریز تحصیل می کردم و با توجه به اینکه فعالیت های مختلفی را در مخالفت با رژیم وقت انجام می دادم با حساسیت های گوناگونی مواجه می شدم .

وی گفت: پس از اینکه قرار شد تا با دوستانمان در تظاهرات 29 بهمن تبریز حضور پیدا کنیم تصمیم گرفتیم در آن روز به مدرسه نرفته و در خیابان ها اعتراض خود را به مزدوران رژیم نشان دهیم و این کار نیز انجام شد اما یک روز بعد از آن ماجرا که با دوستانمان در مدرسه حاضر شدیم ناظم مدرسه به غیبت ما شک کرده و گفت شما دیروز علیه رژیم شعار داده اید .

سعیدی ادامه داد: با هر سختی که بود او را قانع کردیم که ما مریض بودیم و به همین دلیل غیبت کرده ایم اما او که سند معتبری در دست نداشت از ما خواست تا والدینمان در مدرسه حضور پیدا نمایند و برادر بزرگتر بنده صبح روز بعد در مدرسه حاضر شد .

سعیدی گفت: بهانه آنان برای برخورد با من این بود که به دروغ به برادرم گفتند محمداسماعیل عکس اعلی حضرت را به طور برعکس در کتابش گنجانده و به وی توهین می کند در حالیکه اصلا عکسی از محمدرضا نداشتم که بخواهم آن را برعکس در کتابم بچسبانم؛

وی ادامه داد: در هر حال با تعهد هایی که از بنده و برادرم گرفتند ماجرا فیصله پیدا کرد اما ما همچنان بر فعالیتهایمان علیه رژیم پافشاری می کردیم .

سعیدی در خصوص خاطراتش از 12 بهمن 57 نیز گفت: خوب به یاد دارم که در محله ما کمتر خانه ای پیدا می شد تا تلویزیون داشته باشد اما ما با واسطه هایی که قرار دادیم؛ قرار شد تا یکی از همسایه ها اجازه بدهد به همراه 5 نفر از دوستانم سخنرانی امام در 12 بهمن ماه را از تلویزیون ببینیم که این اتفاق هم افتاد اما پس از اینکه چند دقیقه از سخنرانی امام گذشته بود به ناگاه کانال تلویزیون قطع شده و عکس محمدرضا شاه بر روی آن نمایان شد که در این هنگام یکی از دوستان شئ سنگینی را به طرف شیشه تلویزیون پرتاب کرد که باعث شد تا صاحب خانه ما را بیرون بیندازد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه شانزدهم شهریور 1396 01:17 ب.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging on blogs I stumbleupon every day.
It's always useful to read through articles from other
authors and use something from their websites.
چهارشنبه هجدهم مرداد 1396 03:44 ب.ظ
Hmm is anyone else having problems with the pictures on this blog loading?
I'm trying to figure out if its a problem on my end or if it's the blog.

Any suggestions would be greatly appreciated.
یکشنبه بیستم فروردین 1396 01:38 ق.ظ
I'm gone to tell my little brother, that he should also go to see this website on regular basis to take updated from newest information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب